تبليغاتX
احسان و دریا__ehsan&darya
میگی چم شده دارم گریه میکنم بذار بگم تلفن خونه میخواد قطع بشه دیگه نمیتونم با احسان حرف بزنم یا بیام اپ کنمالبته من اگه یه روز با احسان حرف نزنم میمیرم خودم باید تا فردا یه فکری بکنم ببینم چیکار باید کرد ولی مخم به جایی قد نمیده دارم دیوونه میشم الان برم دیگه منو نمیبینین بای تا نرفتم یه عکس بذارم بعد برم

Upload.PS | Home pageاین عکسه رو گذاشتم چیکار کنم عکس دیگه نیست از کجا بیارم

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 19:10 |

TinyPic image

عشق فرمان دل است و سوز جان

 

عاشقان عشق يعني آن نگاه

 

عشق يعني عشق فرهاد و دلش

 

عشق يعني آرزوي مانده اش

 

عشق يعني عشق مجنون با جنون

 

عشق يعني عشق ليلي تا کنون

 

عشق يعني عاشقي تا پاي مرگ

 

عشق يعني رويت معشوق مرگ

 

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 13:10 |

من و از پشت دیوار صدا می کردی٬نگو نه

یه جوری خوبی به من نگاه می کردی٬نگو نه

جای پای ما دو تا از تو کوچه پاک نمی شد

کوچه رو از اسم مون سیا می کردی٬نگو نه

چه روزایی٬چه روزای خوبی داشتیم

کاش اونارو تو کوچه جا نمی ذاشتیم

زیر بارون می دیدم که دست تو چتر منه

آخه دوست نداشتی بارون به تنم دست بزنه

بازی مون بود عروس دومادی٬نگو نه

به من انگشتر کاغذی می دادی٬نگو نه

چه روزایی٬چه روزای خوبی داشتیم

کاش اونارو تو کوچه جا نمی ذاشتیم

تو همون کوچه نه جای پای تو مونده نه من

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 13:7 |
یه چیزی بگم؟؟ از بس تو این وبلاگ تو اون وبلاگ گشتم و دزدی کردم حواسم نبود میخواستم از وبلاگ خودمم دزدی کنم  خیلی مسخره است حالا یه چند تا عکس دزدی دارم بذارم ببینین

 

خوب من برم واسه امروز بسته بای

 

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 11:59 |

اینم واسه تو احسان من

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 21:38 |

 

 

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 21:36 |

 خوب برم بای

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 20:35 |
پسر ميگه :دوست دارم ) ( دختر ميگه :خفه شو ) ( پسر : عاشقتم ) ( دختر : خفه شو ) ( پسر : ميميرم واست )‌ (دختر : خفه شو ) ( پسر : فدات شم) ( دختر : خفه شو ) (پسر : نوكرتم و خاك زير پاتم )‌ ( دختر : خفه شو ) ( پسر : زنم ميشي ؟ ) ( دختر : جدي گفتي ؟ ) ( پسر : خفه شو)

 

خوب امروز براتون علائم دختران نسبتا خوب (چون دخترها اصلا خوب نمیشن .. باور کنین )

۱- یک دختر خوب همیشه میگه چشم . چرا . چگونه تو کارش نیست

۲-یک دختر خوب هیچ وقت نمیزاره یه پسر اول بهش سلام کنه . این وظیفه دختر هاست که اول سلام کنن.

۳-یک دختر خوب هیچ وقت نباید طاقت دیدن ظرفهای نشسته تو خونه رو داشته باشه (بلا نسبت بعضی

ها باید مثل ... کار کنه )

۴-یک دختر خوب هیچ وقت نباید جای که پسر حضور داره اظهاره فضل کنه . فقط باید به عنوان یک

شنونده حضور پیدا کنه.

۵-یک دختر خوب وقتی میدونه جلوی ما کم میاره هیچ وقت کل کل نمیکنه

۶-یک دختر خوب باید به بهترین نحو لباسهای توی خونه رو بشوره (از قبیل : کهنه بچه و لباس زیر آقایون و ... )

۷-یک دختر خوب هیچ وقت نباید جلوی مادر شوهرش در بیاد . اون باید همیشه حکم یک کنیز رو داشته

باشه چه برای شوهرش چه برای مادر و پدر شوهرش .

۸-یک دختر خوب نباید پس از خوندن این مطلب حرصش در بیاد و به من و .. بد و بیراه بگه .

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 20:22 |

اینم یه پیشی ناز مثل خودم

اینم خوراک پیشی جون

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 20:19 |

*گفتمش آغاز درد عشق چيست؟

 

     گفت آغازش سراسر بندگيست !

 

           گفتمش پايان آن را هم بگو ...

 

              گفت پايانش همه شرمندگيست!

 

گفتمش درمان دردم را بگو ...

 

    گفت درماني ندارد، بي دواست !

 

           گفتمش يک اندکي تسکين آن ...

 

             گفت تسکينش همه سوز و فناست!!!

 

 

 

 فقط واسه اونایی که طعم عشقو چشیدن ...

 

 

*زندگی کوتاه تر از اونه که وقت داشته باشی یه نفرو دو بار توش آزمایش کنی

 

*دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

 

*هیچ وقت خود را به آب و آتش نزنید اتفاقات خوب زمانی می افتند که انتظار آن را ندارید

 

*از زندگي هر انچه لياقتش را د اريم به ما ميرسد نه انچه که ارزويش را داريم

 

*خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد

 

*وقتی دل تنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره،

 

وقتی نا امید شدیبه یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

 

وقتی ساکت شدی به یاد بیار کسی رو که به شنیدن صدای تومحتاجه

 

*تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق

 

*ما لحظه ها را ميگذرانديم تا به خوشبختي برسيم افسوس

 

 خوشبختي همان لحظه ها بود که ميگذرانديم

 

*هر رفتنی رسیدنی نیست اما برای رسیدن راهی بجز رفتن نیست

 

*ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است

 

* يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به اخر رسيدي

 

شايد در نقطه شروع باشي.!!!  

 

*عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و

 

بزرگ کردن یه نفر به اندازه ی دنیا...

 

 

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 20:17 |
age ye roz rafti

اینو قابل توجه احسان نوشتم  احسانی خودت که میدونی من بی تو میمیرم دیگه نیاز نیست بنویسم دوستت دارم

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 16:59 |
 خوب من برم اون شعره هم باید بشه با یه چشمک دوباره منو زنده کن احسان نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره دوستت دارم

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:37 |

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:30 |
خوب بسه دیگه من که برم دیگه دارم زیاد روی میکنم راستی احسان اینو ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰بار گفتم بازم میگم دوستت دارم

راستی قبلش نامه پسر عرب به عشقشو میذارم بعد میرم

 

يا ايها المعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرسي انا، اميدوارم که مزاجک عين الصحت و السلامت بوده باشد. و اگر انت از احوال انا خواسته باشي، لاملال لنا سواي فراقک، که ان هم انشاءالله تعالي فيهمين ايام ديدارنا و مرادنا حاصلوننا.

باري يا ايها العزيز انا في آتش العشق کمثل الماهيتابه ميسوزم! و جلز و ولزنا درآمده. في کل شبها که انا سرم را علي المتکا ميگذارم، اشکنا کمثل الرودخانه جاريه علي البستر و آه سوزانني بسوي آسمان صعودن!

الهي انا قربان انت بروم. انا قسم ميخورم بجانني و بجانک که في کل شبها ابدا خواب في چشماننا لا داخلون و اغلب الي صبح بيدارون و گريه زارون في هجرک.

انا قربان چشم و ابرويت بروم و جان ناقابل الحقير فداي بدن ابيضت بشود! بخدا رنگم من هجرانک کمثل الزردچوبه اصفر شده و قلبنا کمثل الآلبالو احمر گرديده.

آه، آه يا ويلنا که هر نصفه شب بيادکم يوقوقو! يعني وق‌وق! ميکنم و هرچه نامه جات العاشقانه بسوي انت ارسالون، هيچ لاجوابون، گويا انا را آدم لاحسابون!

به جان انت که از جان الحقير عزيزتر است، قلبنا في فراقک مجروح و لباب قلبنا بروي انت مفتوح!

انا نميدانم که چرا از من فرارون! در صورتي که انا من العشقک بيقرارون، گويا لارحم في قلبک!

انا هستم واحد (اون) جوان (اون) الباسواد و صاحب المعلومات الکثيره. با تمام اين احوال حاضرم حلقه العبوديت و الچاکري تو را في الگوشم آويزاننا! رحم، ارحم!

يعني رحم کن، نگذار من (men) جفائک خودم را با اربع نخود ترياک يقتلون! انا ديگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتاقون ولي خداوند به قدر مثقال ذره وفا في وجودک لا آفريده !!!

انا تا ثلاث ماه ديگر مرتبا" في هر هفته واحد نامة العاشقانة براي انت مينويسم!

تا بحال زارنا متفکرون و چنانچه باز هم بر درد دلم لا يرسون آنقدر اشکنا من الچشمنا سرازيرون تا جان آفرين تسليمون!

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:22 |
هم جدي بگيريد، هم نگيريد!
خواص ازدواج براي آقايان

   _ قبل از ازدواج خوابيدن تا لنگ ظهر، بعد از ازدواج بيدار شدن زودتر از خورشيد. نتيجه‌گيري اخلاقي: سحرخيز شدن

   _ قبل از ازدواج رفتن به سفر بي‌‌اجازه، بعد از ازدواج رفتن به حياط بااجازه. نتيجه‌گيري اخلاقي: كسب اعتبار

   _ قبل از ازدواج خوردن بهترين غذاها بي‌‌‌‌منت، بعد از ازدواج خوردن غذاهاي سوخته با منت. نتيجه‌گيري اخلاقي: تقويت‌ معده

   _ قبل از ازدواج استراحت مطلق بي‌‌جر و بحث، بعد از ازدواج كار كردن در شرايط سخت. نتيجه‌گيري اخلاقي: ورزيده شدن

   _ قبل از ازدواج آموزش گيتار و سنتور و... بعد از ازدواج آموزش بچه‌داري و شستن ظرف. نتيجه‌گيري اخلاقي: همدردي با خانم‌ها

   _ قبل از ازدواج گرفتن پول تو جيبي از پاپا، بعد از ازدواج دادن كل حقوق به خانم. نتيجه‌گيري اخلاقي: مستقل شدن
 

خواص ازدواج براي خانم ها

   _ قبل از ازدواج وزن ايده‌آل با چهره‌اي بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوي. نتيجه‌گيري اخلاقي: آمادگي بدن در مقابله با روزهاي سخت

   _ قبل از ازدواج ايستادن در صف سينما و استخر، بعد از ازدواج ايستادن در صف شير و گوشت. نتيجه‌‌گيري اخلاقي: آموزش ايستادگي

  _ قبل از ازدواج تعطيلات رفتن به ديزين واسكي، بعد از ازدواج در تعطيلات شست و شوي خانه و لباس. نتيجه‌گيري اخلاقي: پر شدن اوقات‌فراغت

   _ قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس. نتيجه‌گيري اخلاقي: شهرت بادآورده

   _ قبل از ازدواج صحبت تلفني بي‌‌محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفي حتي براي ده دقيقه. نتيجه‌گيري اخلاقي: حفظ عضلات صورت

   _ قبل از ازدواج رفتن به سفرهاي هفتگي، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارك سر كوچه.‌ نتيجه‌گيري اخلاقي: در امنيت كامل به سر بردن
+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:16 |

یه اسگل رو میبرند داد گاه قاضي بهش میگه: اگه حرف نزني پدرتو در مي آرم .متهم میگه: بزرگواري ميکنين قربان؛از لطف شما ممنونم آخه پدرم سالهاست تو زندانه!!!

مشتري: ببخشيد آقا! يك پيراهن مردانه مي‌خواستم. فروشنده با اشاره به يقه پيراهنش میگه: يقه‌اش اين طوري باشه خوبه؟ مشتري: نه! تميز باشه.!(با تشکر از دوست خوبم:م.ج)

یه اسگل می خواسته آتش نشان بشه بهش میگن خوب حالا اگه جنگل آتیش گرفت و آب نداشتیم چی کار می کنیم ؟میگه:تیمم می کنیم

یه اسگل دلشو میزنه به دریا غرق میشه!

مردی یه ماهی تو پاکتش بوده رفیقش میبیندش؛ازش سوال میکنه:جریان این ماهیه چیه؟میگه دارم برای شام می برمش خونه؛در همین حین ماهیه سرشو میاره بیرون میگه:مرسی من شام خوردم منو ببر سینما!!!

خوب بسه دیگه

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:10 |

ضدحال یعنی:صبح روزی که با دوستات میخوای بری پیک نیک بارون بیاد.

ضد حال یعنی:خوردن گل تساوی تیم مورد علاقه ات اونهم در دقیقه نود

ضد حال یعنی:موقع پخش فینال جام جهانی برق بره

ضد حال یعنی:سفید بودن هندوونه شب یلدا

ضد حال یعنی:شب امتحان مجبور بشی واسه 12 -10 نفر شام درست کنی(ویژه دختر خانم ها)

ضد حال یعنی:افتادن توی جوی آب اونهم جلوی در سالن عروسی!

ضد حال یعنی:بچه کوچولویی روکه توی یه مهمونی تازه بغل گرفتیدکه به اصطلاح باهاش بازی کنید رو لباساتون خرابکاری کنه

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:9 |

خانمها بشتابید.... تفسیر جملاتی که همسرتان به کار میبرد.

کمی استراحت کن عزیزم خسته شدی....یعنی:جارو برقی رو خاموش کن میخوام فیلم ببینم

دستپخت تو مثل دست پخت مادر مرحومم می مونه..یعنی:تو هم که غذا رو می سوزونی

میخوای تو درست کردن شام بهت کمک کنم؟...یعنی:پس چی شد این شام؟چرا رو میز آماده نیست؟

تو که لباس داری؛لباس نو واسه چی میخوای؟..یعنی:یادت رفته سه سال پیش برای خودت لباس خریدی؟

من توی کارهای خونه با همسرم مشارکت می کنم..یعنی:من ریخت وپاش می کنم اون جمع می کنه

چقدر این لباس بهت می آد...یعنی:تا چهار پنج سال دیگه فکر لباس جدید رو از سرت بیار بیرون

پیش دوستام گفتم خانومم خیلی کدبانوست وآشپزیش حرف نداره..یعنی :دوستامو یه زودی واسه شام میخوام دعوت کنم.

این کار زنونه است...یعنی:این کار سخت وبی جیره ومواجب است!.

یه شمع روشن کن توی تاریکی شام بخوریم؛آخه خیلی شاعرانه است....یعنی:مبلغ قبض برق این ماه نجومی شده باید صرفه جویی کنیم!

نظر یادتون نره!

فیلی در استخری شنا میکرد.مورچه ای سر رسید.و گفت :بیا بیرون کارت دارم.فیل از استخر بیرون آمد.مورچه نگاهی به فیل انداخت و گفت:برو توی آب؛فقط میخواستم ببینم مایوی منو اشتباهی نپوشیدی؟

ترکه میره کولر بخره ؛فروشنده میگه:آبی باشه؟ترکه میگه:اگه قرمزشو دارید قرمزشو بدید!

به نیوتون میگن برای چی از افتادن سیب وخوردن سیب به سرت تعجب کردی؟میگه:برای اینکه من زیر درخت گلابی بودم!

آقای خوش غیرت خشکشویی باز میکنه چون بی بخار بوده ورشکست میشه.!

به ترکه میگن دخترت رو به کی دادی؟میگه:غریبه نیست دامادمه!

قاضی: خانم چرا صندلی رو زدی تو سر شوهرتان؟زن:زورم نرسید میزو بلند کنم!

به خوش غیرت میگن:چند تا بچه داری؟میگه:4تا.میگن:کدومشونو بیشتر دوست داری؟میگه:اونکه باباش دکتره.!

زن آقای خوش غیرت بچه بدنیا میاره؛خوش غیرت با یه دسته گل میره عیادت.میگه:خانم تبریک میگم که مادر شدی!خانمش میگه:امیدوارم تو هم یه روز پدر شی!

ترکه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک؛بعد از یه مدت می بینه پسرش روز به روز به جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت میکنه.یه روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره؛می بینه از بچش به عنوان خرک استفاده میکنن.

اسلحه شناسی(مادر زن)

مادر زن اسلحه ای است انفرادی که با عیال حمل میشود و با مهمات دروغ همسایگان مسلح شده و با زخمی کردن

داماد بیچاره خنک می شود

این اسلحه بدون عقب نشینی بوده و شرایط جوی در آن اثر ندارد.مادر زن گاهی تک تیر و گاهی رگبار شلیک می کند

طول مادر زن بدون سر نیزه دو متر می باشد، تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش و ناسزا بوده و برد موثر آن انتقال داماد به بیمارستان، و برد نهایی آن انتقال داماد به گورستان می باشد.

دوتا اسکل دو تا گاو ميخرن، ‌اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم... بعد از چند وقت، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم.... از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!!

خوش غيرت دانشگاه قبول ميشه، زن ميگيره! ميگن: چرا زن گرفتي؟ ميگه: اين هم شيريني بچه‌ها!

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:8 |
TinyPic image

TinyPic image اینم عکس حالا میخوام جک بگم
+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:6 |
سلام با مجوز دوباره از احسان اومدم شروع به نوشتن کنم

اینم واسه عشقم احسان

اینم بازم واسه عشق خودم  احسان خودم

 به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم

ما را لا يق بداني يا نداني دوستت دارم ...

ما را صد بار هم از خود براني دوستت دارم...

به زندان جنايت هم کشاني دوستت دارم...

به چشمان تو سوگند اي گل زيبا ما را هر چند سزاوار حريم خود نداني باز هم دوستت دارم...

احسان عزیزم با تمام وجودم میگم نفسم دوستت دارم

احسان---------دریا

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:2 |
سلام سلام من اومدم مجددا با کلی حرف ولی حرفامو نمیزنم چون میدونین چه احسان گفته دریا چرا میری تمام اتفاقات زندگیمونو برا مردم مینویسی همه فهمیدن منو تو چطوری زندگی میکنیم....راست میگه خووب نباید همه چیزو بگم به همهباشه حق داره احسان جووونم.............راستی یه خبر بدم.......احسان دیگه نمیره شیراز و میمونه همین بوشهر خودمون دیگه فهمیدم که خدا دعای از ته دل رو مستجاب میکنه و به بنده اش جواب میده حالا هم احسان منو بهم داده احسان دوستت دارم همیشه بدون تو نمیشه

Image hosting by TinyPic

ما که رفتيم تو بمون با هر کي که دوسش داري، با اوني که پنهوني سر روي شونش مي ذاري ، ما که رفتيم ولي اين رسم وفا داري نبود ، قصه چشماي تو واسه ما تکراري نبود ، ما که رفتيم ولي خوب موندي سر قول و قرار ، خوب رها کردي دستامو تو اول بهار ، ما که رفتيم حالا تو مي موني و عشق جديد ، ميدونم چند روز ديگه مي شنوم جدا شديد

احسان همش واسه تو نوشتم

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تورونمی خوام

باور  ندارم  که دیگه  نیستی  حالا  تو رفتی من اینجا  تنهام

یه شو خی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو رو نمی خوام

خیال می کردم می خوای  بترسم شاید  هنوزم  باور  نکردم

چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات من و شکسته

رنگ اون چشات چشمای سیات زنجیر دلت دستام و بسته 

نمی گویم فراموشم نکن هرگز

ولی  گاهی  به یاد  آور

رفیقی راکه میدانی

نخواهی رفت

از یادش

دلم نمیاد نرم ولی چیکار کنم دیگه باید رفت البته هم رفتنی هستن من باید برم خوب احسان جووووونم دوستت دارم خیلی زیاد

 

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 21:28 |
Photo Sharing and File Hosting at Badongo.com

اینم سی خاطره تو باش حال کن ببین چه نازه

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 17:44 |
خیلی حالم گرفته الان با احسان صحبت کردم میخواد ۲ شنبه بره شیراز اونم واسه همیشه ای خدا اصلا حال ندارم اخه اگه واسه همیشه بره من................ من بدون احسان میمیرم احسان تو رو خدا نکن اینکارو با من ........من واسه اینکه دلم بشکنه هنوز بچه هستم  دلم به این خوش بود که تورو دارم ولی تو هم میخوای ترکم کنی و بری میخوای دریا رو بذاری بری اخه احسان چراااااااااااا ؟؟چرا احسان من باید بره  خدا جوووونم تو یکاری کن نره تو معجزه کن که نره  احسان خیال میکنه من دوستش ندارم ولی دیوونه من دوستت دارم  باور کن بی تو نمیتونم  خدا جونم تو یه کاری کن خدا جونم التماست میکنم تو یه کاری کن رفتن احسان نشه خدا جوووووونم یه کاری کن احسان مال من بشه و هیچ وقت از پیشم نره خدایااااااااااااااااااااااا دارم ازت خواهش میکنم تو رو به اون بزرگیت قسمت میدم کمکم کنی

فعلا من میرم بای احسان گلم

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 15:22 |

Myspace Comment: Hi, Hello, Aloha 16

 

 

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 14:16 |
 

 من کال بی ادب نیستما ولی این عکسه خیلی نازه تقصیر من چیه ؟؟؟ تقصیر اونه که اینو درست کرده منم گذاشتم اینجا

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 13:9 |
Yaser_1410@yahoo.com    نظر يادت نره

تو را من چشم در راهم

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 13:2 |
برو بچ خودم دارم كمكم با وبلگم حال ميكنم بابا اي ول به دريا داره ببين چه وبلاگي بهم زده بابا اي ول داره  بابا يكي بياد منو بگيره دارم تو وبلاگ نويسي افراط ميكنم اخه دست خودم نيست

تو قضاوت كن ساعت ۱۰/۳۰ از خواب پا ميشم كاري ندارم مجبورم بيام اپ كنم يكي نيست بگه دختر برو مگه تو ۵ مرداد كنكور نداري  چي كار كنم حس خوندنم نمياد تا ميام بخونم ميگم اول يه زنگ به دوستام بزنم ميشينيم خودم با دوستام كلي حرف ميزنيم ميرم باز درس بخونم ميگم حالا يكم استراحت كنم بعد برم خوب درس بخونم باز ميام درس بخونم ميگم واي يه زنگ به عشقم(احسانم) بزنم ميرم زنگ ميزنم خانوم منشي جواب ميده مشترك مورد نظر در خواب ناز تشريف دارن پس نتيجه مشترك مورد نظر خاموش ميباشد بله عزيزان بايد يه دوساعتي هم ماتم بگيرم چون گوشي اقا خاموشه بعد ميگم حالا بذار يه بار ديگه بگيرم بله باز هم زنگ ميزنم و بله ......... مشترك از خواب بيدار نشده....

واسه خودم تو خوونه ي چرخ ميخورم ميبينم ساعت ۵ عصر شده وقتشه كه آن بشم و با احسان بچتم آقا آن ميشيم يه چند ساعتي چت ميكنيم نگاه ساعت ميكنم ميبينم خيلي گذشته بعد يه صداي عجيبي ميشنوم دورو برم رو نگاه ميكنم يه دفعه ميبينم اي دل غافل گشنمه و اين معده وامونده سر و صدا راه انداخته ميرم نهار (شام بگم بهتره) ميخورم بعد هم خوب علم پيشرفت كرده تلوزيون داريم سريال داريم بله دريا خانووم ميشينه سريالشو نگاه ميكنه و بعد هم اگه گفتي..................بله وقته لالاست............ پس ــــــــــ>جيش بوس لالا

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 12:31 |

 تقديم به احسان عزيزم

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 12:17 |

واسا عكس بذارم واسه خودمون عكس ببينيم

اين عكسه نازه مگه نه احسانببين دارم اينا رو واسه تو ميذارم

اينم منم وقتي واست ناز ميكنم

اين منم

 

میمیرم برات......نمی دونستی میمیرم بی تو با بدون چشات............

رفتی از برم......تو نمی دونستی که دلم وصله به ساز صدات....................

آرزومه که نمی دونستی من میمیرم برات......میمیرم برات..............................

عاشقم هنوز......نمی خواستی که بمونی یا بسازی به ساز دلم...........................

گفتی من میرم......تو می خواستی بری تا فردا باور خشگلم..............................

برو راهی نیست تا فردا باور خشگلم......اره خشگلم.................................

سفرت بخیر......اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور..............

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا دور....................

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا دور......به یه دنیا دور..........

سفرت بخیر......برو گر شکستی زمن می تونی دوباره بسازی..................

از دلی شکسته و نا امید و خسته پر غرور.....................................................

از دلی شکسته و نا امید و خسته پر غرور...... تو بازم غرور...................................

نمی خوام بیام......نمی خوام میان تاریکی من تو حروم بشی............................

نمی خوام ازت......نمی خوام مثل یه شمع بسوزی تا تموم بشی...............

برو تا بزرگی می خوام که تو هر ارزوم باشی......ارزوم باشی..........

           

                                                اينم من و احسان  و ميبينيم كه احسان واسه من گل مياره(كه از اين كارا هم بلد نيست)

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 12:15 |
تا حالا دلت تنگ شده؟ آنقدر که از فرط دلتنگی نتوانی گریه کنی؟ و وقتی که دلت می خواهد گریه کنی

  مدام چشمانت را بمالی و دریغ از یک قطره اشک، یا از دلتنگی بمیری و تا اشکت بخواهد سرازیر شود

  یکی باشد که تو نتوانی در حضورش گریه کنی.یا آنقدر خدا خدا کنی که باران ببارد و تو بی چتر مسیری

 را که هر روز می رفته ای،طی می کنی تا کسی نداند،اشک است یا باران.یا مدام دل دل کنی تا شب از

راه برسد و کسی اشکهایت را نبیند.مثل الان من که تا به ذهنم دلتنگی تو خطور می کند دلتنگ میشوم

   و از فرط تنهایی نمی توانم گریه کنم.  خوش به حالت که یکی هست که دلتنگ دلتنگی هایت شود

و مدام از خودش بیشتر نگران توست. خوش به حالت که کسی نیست تا دلتنگ دلتنگی هایش شوی...

+ نوشته شده توسط دریا عاشق احسان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 11:50 |